تبليغاتX
به نام خدایی که عشق را آفرید
 برف و سرما
چی میشد آدم ها مثل دونه های برف بودند !


- اگه مثل دونه های برف بودند که یخ میزدند !


نه ، اینجوری نه
...


همشون سپید بودند


هیچ دونهء برفی نیست که سیاه باشه


همشون سپیدِ سپیدِ سپیدند


تازَشَم این دونه های سپید


با اون کوچیکی کوچیکیشون


وقتی می افتند روی کره زمین بزرگ و سیاه


هیچ وقت سیاه نمیشند


آروم آروم میان رو هم


زمین سیاه رو سپید می کنند
...


آخ اگه میشد آدم ها مثل دونه های برف بودند
...



درسته که عمرشون کوتاهِ


شاید به اندازه گرمای یک دست


اما سپیدند


با احترام


آروم


میان میشینند


و با ایثار


خودشون رو فدا می کنند


برای همون زمین سیاه
...



چی میشد آدما مثل دونه های برف بودند !
...

 

دل نوشته عاشق پاییز

|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در سه شنبه هجدهم دی 1386  |
 طریقه باکلاس شدن
سلام به همه
 
  
 
دوست داري "با كلاس" بشي ؟؟

 
اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستيد که هیچ !!! در غير اين صورت بايد از هر فرصتی برای نشان دادن اين موضوع استفاده کنيد . شايد باورتان نشود ولی شما می توانيد از جراحت خود نيز برای کلاس گذاشتن استفاده کنيد فقط کافيست جواب های زير را با اندکی قیافه موجّه بيان کنيد

اگر شصت پای شما زير اجاق گاز گير کرده و شما ان را باند پيچی کرده ايد هر گاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب دهيد : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زيرش


اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زير آفتاب سوخته بايد بگوييد : از اسکی
 آخر هفته نمی تونم بگذرم


اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمين خورده ايد در جواب بايد بگوييد : با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کرديم


اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پياز داغ چسبيده علت آن را چنين بيان کنيد : ديشب با قهوه جوش اينجوری شد


اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته بايد بگوييد : "به سيم گيتارم گير کرده


اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زير چشم شما کبود شده جوابتان اين باشد : "چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد


اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خيرات و چای و شيرينی مملو از جوش شده علتش را چنين وانمود کنيد: "که
خواهرتان از هلند شکلات زيادی اورده است


اگر مينی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شديد بسيار عصبانی بگوييد : "الکی می گن زانتيا ايربگ داره


اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگوييد:"حواسم نبود ميله ی شومينه زيادی داغ شد


اگر موها و ابروهای شما در
چهار شنبه سوری
سوخت جواب دهید:"بچه همسايه را از ميان شعله های آتش بيرون کشيدم


اىىىىى خاك  !! ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي
|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در پنجشنبه یکم شهریور 1386  |
 
 

کی میگه زنا مظلومند؟

کی میگه زنا مظلومند؟آقا به خدا مردا مظلومند!همیشه هم همینطور بوده....اما مشکل کار اینجاست که این زنا اونقدر باهوش و زرنگ و شیطونند و ما مردا اینقدر با صداقت و پاک دل و زلال که به خود ما هم قبولونیده اند
موجودات نازنازی هستند!بابا جان شما به تاریخ نگاه کنید.تاریخ گویای همه چیزه:از اول خلقت بشر هر چی جادو گر و رمال و کف بین وجود داشته زن بودند!شما محض رضای خدا یه مرد پیدا نمیکنید که جادوگر بوده باشه!

اما دلایل مظلومیت مردان:

 

 

۱-برای اینکه از بچگی تا تونستیم رو پای خودمون وایسیم باید 6 ساعت می رفتیم تو صف نونوایی

 

۲-برای اینکه کار نکبت بار آشغال بردن سر کوچه در ساعت 9 شب از قدیم الایام طبق یه قانون نانوشته به عهده ما بوده!

 

۳-برای اینکه به دلیل ازدیاد بیش از حد دخترای دم بخت در سطح جامعه زیر فشار شدید عمه و خاله و .... جهت امر مقدس ازدواج هستیم!

 

۴-برای اینکه دختره رو از کنج  خونه باباش نجات میدیم و به جای اینکه ازمون تشکر کنند با کمال پر رویی از ما نفقه هم میخوان!

 

۵-برای اینکه از وقتی انوشه انصاری رفته فضا خانوم ما تو خونه بهونه می گیره و حتی جورابامونم نمی شوره!

 

۶-برای اینکه تمام شغلای کلاس پایین مثل آشغالانس و راننده تاکسی مال آقایونه!

 

۷-برای اینکه ما مردا فقط توی روز تولدمون کادو می گیریم اما زنامون توی روز تولدشون و سالگرد سالگرد ازدواج و ولنتاین!  و سالگرد و عقد و نامزدی و انرژی هسته ای و  آشنایی و سایر روز های عادی سال!!! انتظار کادو دارن و اسمشم گذاشتن تفاهم فکری و محبت انسانی.

 

۸-برای اینکه اسم هر چی گله گذاشتن واسه دخترا اما هر چی اسم ضایعه مال پسراست!

 

۹-برای اینکه شخصیت هایی که توی جک ها به ایفای نقش میپردازند همشون مردن

 

۱۰-برای اینکه ما مردا وقتی بزرگ میشیم بمون میگن خرس گنده شدین اما دخترا وقتی بزرگ میشن بشون میگن خانوم شدن!!!!

 

۱۱-برای اینکه ما مردا باید بریم خواستگاری (حالا پولی که واسه شیرینی و گل و اینا میدی هيچ!اون فشار و استرس روحیش -که دختره جواب رد نده یه موقع خدای نکرده- آدمو داغون میکنه)

 

۱۲-برای اینکه موقع ازدواج باید هم خونه بگیریم هم ماشین و بابای بیچاره دختر هم (که البته یک مرده) باید جهیزیه بخره ولی خود دختره تنها انرژی که صرف میکنه حدود 2.56 کالری صرف گفتن کلمه بله میکنه!و یا فوق فوقش 4.87 کالری صرف گفتن جمله با اجازه بزرگترا بعله

|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386  |
 تبلیغهای تلویزیونی شبکه دینا
سلام به همه دوستان.آقا ما دیدیم اینجا بد جوری بحث تبلیغات داغه و هر کس داره محصولش رو تبلیغ می کنه ! من هم واسه اینکه این عزیزان رو نا امید نکنم یه پست تبلیغاتی ساختم باقلوا! حالشو ببرید:

 

$ 30/4(اینو گوشه تصویر گذاشتم که مثلاً بدونید اینقدر زمان پیام بازرگانیه)

 

دين دين ديرين دين دين(آهنگ تعويض آرم شبكه با آرم پيام بازرگاني)

 

* تصویر الان داره یه آقا رو نشون میده  که در حال ور رفتن با عابر بانکه و داره پول از حسابش بر میداره.دوربین بش نزدیک میشه و ...

 

- آیا شما میدانید با همین کارتی که در دست دارید می توانید حال هر کسی رو در هر جای این کشور  که بخواهید بگیرید؟!؟!

 

مرد اول: نه

مرد دوم:آشنایی ندارم

مرد سوم:خیر

مرد چهارم:بله! کافیه اون عدد 16 رقمی پایین کارت کسی رو که می خواهید حالشو بگیرید اینجا وارد کنید تا شبکه بانکداری کشور انتقامتون رو ازش بگیره!!!

 شبکه بانکداری کشور---->         راهی نو به سوی آینده....دین دین(این دین دین با اون دین دین که آخر صا ایران می گفت فرق داره ها!)

 

 

* یه آقایی توی دستشویی نشسته و داره (گلاب به روتون) خودشو راحت می کنه که یه دفعه یه صدای ناشناسی میاد :

نا شناس: ها! تو اینجا داری چی  وکنی؟

آقاهه: دارم از خودم دست شویی در وکنم!تو کی بیدی؟چرا من نوبینمت؟

نا شناس: ها من وجدان تو بیدم! ایییی دست شویی که وگفتی همین اییی یعنی چه؟!

آقاهه : حمیییییییییییییییییییییییییییییییییییید!!!!

صدای حمید: مدفوع تبرکه!!!!!

(نکته: برای حفظ برخی از شئونات توی این تبلیغ استثنا ئاً جای اون خانومه که میگفته حمید ما یه آقا گذاشتیم!)

 

 

*آیا می دانید در سالی که گذشت 245 هزار نفر از شاگرد اولی های کنکور جزو کانون فرهنگی آموزش ( شلغم چی )بوده اند؟!؟!؟!؟!

مهرداد باقالی پور  رتبه اول منطقه جنگی      تعداد آزمون: 2 آزمون

شمس الله  غاز مرادیان رتبه سوم منطقه 4      76832  آزمون!

جندق جغتاپور     رتبه اول منطقه 1               هیچ آزمون!!!

  

 

*یه پسره و یه دختره رو به رو هم نشستن و دارن برای آینده شون برنامه ریزی می کنند!

پسره: عزیزم با عیدی هات چیکار کردی؟

دختره:بگو چی کار نکردم! می خواستم برم باهاشون جدید ترین لوازم آرایش دارا و سارا رو بخرم اما مامانم به زور منو برد موسسه قرض الحسنه قوام السلطنه تا واسم حساب باز کنه!

پسره: پس من چی؟!؟!؟!

 

تصویر عوض می شه: یه پیکان سبز رنگ درب و داغون جلوی دوربین نگه می داره . اول یه دختر و بعدشم یه پسر و بعدشم یه سیب زمینی.... نه چیز ببخشید یعنی یه خانوم که احتمالاً مامان اون دو تا گل بچه است ازش پیاده می شن و میرن داخل یه دکه و اونجا حساب باز می کنن تا واسه آینده شون تصمیم بگیرند!

 جوایز: 200 کمک هزینه سفر به جمکران

          226 دستگاه پیکان جوانان مدل 57 و رنگ بنفش متالیک!

          366 عدد پوشک جدید بچه (از اونا که وقتی بچهه توش بی تربیتی می کنه رنگشون عوض میشه)

         و هزاران جایزه غیر نقدی و مزخرف دیگر! 

 

 

 * این قسمت هم یه فیلم سینمایی تبلیغ میشه که توش یه نفر رو دارن اعدام می کنن و وسطش هم به سیاست های دولت گیر می دن  و احتمالاً اخرشم دو نفر با هم ازدواج می کنند.به اسم خر خونی!!! کارگردان :داش بهروز!!!

  

 

*یه تبلیغ ویژه!!!!

 

- سلام اصغر آقا

- سلام ممد آقا

-اصغر آقا چی به موهات زدی این قدر لطیف شده؟

- شامپو حنای عشرت! همراه با ویتامین دی جهت نرمی و لطافت مو.با رایحه مگس!

- مرسی اصغر آقا .حالا پوستت چرا اینقدر روشن شده؟

- آخه همیشه کرم روشن کننده کپک استفاده میکنم!(در اینجا آهنگ: کپک کپک کپک      مارشال رفته ددر!   پخش میشه)

 و در انتهای تبلیغ گوینده میگه : محصولات" تولید جارو " همیشه و همه جا همراه شماست(تی جی)

 

نکته:اینجا هم هر چی سعی کردیم نگذاشتند از خانوما واسه تبلیغ استفاده کنیم!

|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386  |
 عکسهای جالب و باورنکردنی

بابا عشق


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386  |
 قشنگه
++  sevda  ++
به سختي ميتوانست چشمانش را باز کند تلو تلو خوران خودش را به دستشويي رساند پايش را مثل عصاي سفيد به دنبال دمپايي در هوا تکان ميداد به سختي آنها را پيدا کرد جلوي آينه ايستاده بودشير آب را باز کرد با چشماي نيمه باز خودش را در آينه نگاه کرد از ديدن خودش با لباس و صورتي خوني خشکش زد يعني چي؟ به دستهايش نگاه کرد خونيه خوني سريع به اتاق خوابش برگشت در را باز کرد دستش دنبال کليد روي ديوارمي گشت کليد را زد باورش نمي شد همسرش غرق به خون کنار تخت خوابشان افتاده بودو يک بطري شيشه اي شکسته کنارش قادر به هيچ کاري نبود به آرامي خودش را به کنار جنازه همسرش رساند سر ش را درآغوشش گرفت : و به آرامي با خودش زمزمه کرد
عزيزم
عزيزم
لعنت به من
لعنت به من
......لعنت به
نگاهي به بطري کرد
روي بطري چيزي نوشته شده بود
بطري شکسته را برداشت
SEVDAما.الشعير
 بدون الک
Madin in ir
ته مانده آنرا سر کشيد
مزه ي عجيبي داشت
آنرا به طرف دوربين گرفت
کات
خيلي عالي بود
خسته نباشيد
دوربين و وسايل را جمع کنيد که خيلي کار داريم
End
************ ********* ********* *********
مطلب از طرف دینا دوستدار شما
در باب من ترانه ۱۵ سال دارم
|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در یکشنبه بیستم خرداد 1386  |
 

حتما بخون

خواص ازدواج براي آقايان و خانم ها 

هم جدي بگيريد، هم نگيريد
 
خواص ازدواج براي آقايان

  
_ قبل از ازدواج خوابيدن تا لنگ ظهر، بعد از ازدواج بيدار شدن                 
 
زودتر از خورشيد. نتيجه‌گيري اخلاقي: سحرخيز شدن        
 
 

   _ قبل از ازدواج رفتن به سفر بي‌‌اجازه، بعد از ازدواج رفتن به           
 
  حياط بااجازه. نتيجه‌گيري اخلاقي: كسب اعتبار     
 
 
   _ قبل از ازدواج خوردن بهترين غذاها بي‌‌‌‌منت، بعد از ازدواج        
 
خوردن غذاهاي سوخته با منت. نتيجه‌گيري اخلاقي: تقويت‌ معده      
 
 

   _ قبل از ازدواج استراحت مطلق بي‌‌جر و بحث، بعد از ازدواج كار            
 
كردن در شرايط سخت. نتيجه‌گيري اخلاقي: ورزيده شدن     
 
 

   _ قبل از ازدواج آموزش گيتار و سنتور و... بعد از ازدواج آموزش            
 
بچه‌داري و شستن ظرف. نتيجه‌گيري اخلاقي: همدردي با خانم‌ها     
 
 

   _ قبل از ازدواج گرفتن پول تو جيبي از پاپا، بعد از ازدواج دادن كل              
 
حقوق به خانم. نتيجه‌گيري اخلاقي: مستقل شدن          
 
 
 
 
خواص ازدواج برای دختران 

 

   _ قبل از ازدواج وزن ايده‌آل با چهره‌اي بشاش، بعد از ازدواج چاق                  
 
و افسرده و منزوي. نتيجه‌گيري اخلاقي: آمادگي بدن در مقابله با        
 
روزهاي سخت
 
 

   _ قبل از ازدواج ايستادن در صف سينما و استخر، بعد از ازدواج           
 
ايستادن در صف شير و گوشت. نتيجه‌‌گيري اخلاقي: آموزش ايستادگي             
 

  _ قبل از ازدواج تعطيلات رفتن به ديزين واسكي، بعد از ازدواج در            
 
تعطيلات شست و شوي خانه و لباس. نتيجه‌گيري اخلاقي: پر شدن         
 
اوقات‌فراغت
 

   _ قبل از ازدواج نوشتن كتاب شعر و رمان، بعد از ازدواج نوشتن         
 
داستان پرنده در قفس. نتيجه‌گيري اخلاقي: شهرت بادآورده     
 

   _ قبل از ازدواج صحبت تلفني بي‌‌محاسبه زمان، بعد از ازدواج اتهام          
 
به پرحرفي حتي براي ده دقيقه. نتيجه‌گيري اخلاقي: حفظ عضلات     
 
صورت
 

   _ قبل از ازدواج رفتن به سفرهاي هفتگي، بعد از ازدواج در حسرت         
 
رفتن به پارك سر كوچه.‌ نتيجه‌گيري اخلاقي: در امنيت كامل به سر    
 
بردن
|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در یکشنبه بیستم خرداد 1386  |
 یه مطلب منحصر به فرد حتماَ بخونیدش
 
فوايد جويدن آدامس

جـويـدن آدامس مـنحصر به انسانهاي امروزي نبوده بطوري كه قديمي ترين تـــكه آدامس كشف شده متعلق به 9000 سال قبل ميــباشد. نخستين آدامس هاي تجاري در سال 1850 به بازار عرضه گرديد.
 
چند نكته جالب در باره آدامس:
 
 1-سالانه در حدود 500 هزار تن آدامس در سراسر جهان جويده ميگردد.
2-90 درصد كل آدامس هاي جهان توسط  شركت آمريكايي wrigley توليد ميگردد.
3-كشور تركيه بالاترين تعداد شركتهاي توليد كننده آدامس در جهان را به خود اختصاص داده است، با 60 شركت توليد كننده آدامس.
4-ركورد بزرگترين آدامس باد شده به قطر 58 سانتي متر متعلق به خانمي از اهل كاليفرنيا ميباشد.
5-بلعيدن آدامس مشكل خاصي براي انسان ايجاد نمي كند، چراكه مانند ذرت بو داده از سيستم گوارش بطور دست نخورده عبور كرده و خارج ميگردد.
6-بجاي ماندن آدامس جويده شده در صحنه جرم ميتواند به شناسايي مجرم كمك كند. (با بررسي اثر دندانها بروي آدامس)
مواد تشكيل دهنده آدامس:

1-پايه و اساس آدامس(30%): بخشي از آدامس است كه هنگام جويدن حل نمي گردد. صمغ هاي طبيعي(chicle-mastic- spruce-balata)، لاتكس ها(leche-jelutong- nispero)، پلاستيك ها (پلي اتيلن، پلي وينيل استات، استئاريك اسيد)، پارافين جامد و يا موم زنبور عسل.
2-شيرين كننده ها(59%): شكر و دكستروز در آدامسهاي معمولي و در آدامس هاي بدون قند سوربيتول(sorbitol)، زايليتول(xylitol)، ايزومالت(isomalt)، مالتيدول(maltidol) مصرف ميگردد كه هم شيرين كننده هستند و هم حجم دهنده.
3-شيرين كننده هاي قوي(0.5%): نظير آسپارتام (aspartame) و پتاسيم اسسولفام(acesulfame -k) كه از قدرت شيرين كنندگي بسيار بالايي برخورد بوده و به عنوان طعم دهنده و افزايش ماندگاري طعم كلي به آدامس افزوده ميگردند.
4-نرم كننده ها(2%): گليسيرين، لسيتين، سوربيتول مايع، شيره ماليتول كه به آدامس بافت و نرمي ميبخشند.
5-شيره ذرت(10%): به عنوان نگهدارنده و جاذب رطوبت و براي  حفظ تازگي به آدامس افزوده ميشود.
6-طعم دهنده ها(4%): نعناع(mint)(peppermint- spearmint- menthol)، دارچين(cinnamon)، اكاليپتوس(eucalyptus)، شيرين بيان(liquorice)، انواع ميوه ها (ليمو، توت فرنگي، آنانس، سيب، مركبات، هندوانه، انبه، زنجبيل) و طعم كولا.
7-اجزاء فعال(5%): اين اجزاء به عنوان سفيد كننده و تميز كننده دندانها،خوش بو كننده دهان و تنفس، و بهبود سلامتي دندانها به آدامس افزوده ميگردند. كارباميد(carbamide) به عنوان خنثي كننده اسيدهاي پلاك دندان ها و جلوگيري از پوسيدگي آنها، جوش شيرين(baking soda) و كربنات كلسيم (calcium carbonate) به عنوان سفيد كننده، استات روي(zinc acetate) و چاي سبز(green tea) به عنوان خوشبو كننده تنفس و رفع بوهاي بد دهان به آدامس اضافه ميگردند. ويتامين ها، كلسيم، فلورايد و روي از ديگر مواد فعالي ميباشند كه ممكن است به آدامس افزوده گردد.
|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در یکشنبه بیستم خرداد 1386  |
 این مطلب رو حتما بخونید خیلی جالبه اگه نخونید پشیمون میشید

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

پسر های ایرونی

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه ، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه

. مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه .

به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه .. برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم . به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو کیف می کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .

سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل \"آلن دلون\" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .

شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ...(این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد

هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو \"فر شیش ماهه\" می زنه یا \"گلت\" می کنه . بعدشم یه دمب اسبی و.... تمام . دخترکش شد ارواح عمهاش.

\"هدف ما جلب رضایت شماست\"
این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که \"انسان جایزالخطاست\" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی...
موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره .. نماد خودشه و دختری که انشالا اونرو باهاش آشنا می شه . عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟
یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای \"ژرمن شپرد\" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله \"بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی\" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .
اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...
اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن .
می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی \"خانم بچه ها\" می بینه \"حاج خانم\" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره . وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم

|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در پنجشنبه دهم خرداد 1386  |
 
اینم مطالب باحالی که دوست عزیزم آرش برام فرستادن ازشون تشکرمیکنم:

نامه مادر گضنفر به گضنفر
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.
ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.
ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.
همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.
راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.

ميگن اگه 40 شب با خلوص نيت آشغالاتونو ساعت 9 بيرون بزاريد احمدي نژاد رو تو خواب ميبيني

يه نفر ميره بهشت شاه رو اونجا ميبينه ميگه جناب شاه ما فکر ميکرديم جهنمي هستيد شاه ميگه قرار بود برم جهنم اما يه رژيم بعد من اومد که اينقدر ظلم کرد که همه ملت گفتند خدا شاه رو رحمت کنه عقو شدم. شخص ميگه حالا چرا عينک آفتابي زدي؟ شاه ميگه بسکه گفتند نور به قبرش بباره نور اينجا زياد شد مجبور شدم عينک بزنم. شخص ميگه جناب شاه حالا تو بهشت چرا ناراحت به نظر ميرسي؟ شاه ميگه 2 تا حوريه بهم دادن هر چي ميگردم 1 آخوند پيدا نمي کنم ما رو عقد کنه

از يارو ميپرسن : " ربنا آتنا في الدنيا حسن و في الاخره حسن و قنا عذاب النار " يني چي ؟! ميگه يني " اين دنيا خوبه حسن ولي آخرت خيلي خطرناکه حسن " !

|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در پنجشنبه دهم خرداد 1386  |
 عکسهای خنده دار

طرح مبارزه با بدحجابی به جامعه سگها کشیده شد!!! 

بازم عکس باحال هست  در ادامه مطلب ببینید ....

خواهش میکنم نظر بدید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در چهارشنبه نهم خرداد 1386  |
 عکسهای زیبایی از نوال الزغبی

بقیه عکسها را در ادامه مطلب ببینید ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در یکشنبه ششم خرداد 1386  |
 مبارزه با بدحجابی

p[p[

بقیه عکسها را در ادامه مطلب ببینید...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در شنبه پنجم خرداد 1386  |
 

12 تيپ خانمي كه بايد از آنها دوري كنيد

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

این امکان وجود دارد که هر کدام از ما در مورد خانم ها اشتباه کنیم. بیشتر افراد جذب زیبایی هایی ظاهری شده و به سرعت گول می خورند.

 

برخي با بوسیدن پای زنانی که به آنها مانند یک تکه آشغال نگاه می کنند، فقط خودشان را کوچک کرده اند. شاید وقت و هزینه های گزافی را صرف خانم هایی کنید که تنها قصد سوء استفاده از شما را دارند.

اما آیا از اشتباهات خود درس می گیرید؟ نه، هر بار به خود قول می دهیم که متفاوت عمل کنیم. تصور می کنیم که اگر سخت تلاش کنیم و از انجام برخی کارها خودداری نماییم، نتیجه تغییر خواهد کرد.

خوب اگر شما همچنان همان تیپ های همیشگی را انتخاب کنید، هیچ چیز تغییر نمی کند؛ و مجددا، بارها و بارها قلب شما شکسته خواهد شد.

باید از خود در مقابل خانم هایی که در لیست زیر می بینید، به شدت محافظت کنید، تا بتوانید درقرارهای ملاقات خود یک قدم به سمت موفقیت نزدیک تر شوید.

1- خانم های فمینیست
این دست از خانم ها تصور می کنند که تمام ناخوشی های زندگی از مردها نشئت می گیرد و تنها کاری که که یک مرد می تواند انجام دهد این است که آلت تناسلی خود را  قطع کرده و یک جفت تخمدان به خود پیوند بزند. آنها تصور می کنند که وجود خانم ها، فرشته وار است و می توانند تمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتیکه معضل "مردسالاری" از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانم ها با آقایون اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد. شما می توانید آنها را به راحتی از شعار معروفشان تشخیص بدهید، چرا که همیشه زیر لب زمزمه می کنند : "تمام مردها با آلت خود فکر می کنند." بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید.

2- خانم های پولکی
خیلی ساده و راحت: او تنها به خاطر پول با شما رابطه برقرار می کند. او خیلی زود با شما صمیمی می شود. آنها از آقایون انتظار دارند که تمام هزینه های زندگی آنها را برآورده سازند، تنها به این دلیل که آنها از نظر زیست شناختی مونث هستند. آنها تصور می کنند که یک مرد باید هزینه نوشیدنی، شام، مسافرت، گل، جواهر و .. را بپردازند بدون اینکه هیچ گونه وظیفه جبران و یا تلافی بر گردنشان بیفتد. او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر می کنند که زنانگی شان از طلا درست شده است و میلیون ها دلار می ارزد. او یک  طماع دغل باز است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند.

3- خانم های رمانتیک
این نوع خانم ها زندگی خود را بر طبق فیلم های عاشقانه و کتاب های رمان سپری می کنند. او هر شب به تنهایی به خانه می آید و مجله های مربوط به عروسی را ورق می زند و در عین حال در انتظار شاهزاده ای است که با اسب سفیدش از میان آسمان به زمین فرود آید و او را سوار بر اسب سفیدش کرده ، به جایی ببرد که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبی زندگی کنند. آنها دخترهایی هستند که توسط پدر و مادرها و خانواده هایشان نازپرورده بار آمده اند و چیزی از واقعیات زندگی، نظیر پرداخت صورتحساب ها و تمیز کردن دستشویی ها نمی دانند. او انتظار دارد کسی تمام مدت از او مراقبت و نگهداری کند، شب ها ملافه را بر رویش بکشد و تمام شب بر بالینش بیدار بماند تا مبادا او خواب بدی ببیند و بترسد. فرار کنید!

4- خانم های بدگمان
این خانم تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارد. او همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماع است. کسی که در روابط گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از برقراری ارتباط مجدد واهمه دارد. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید.. با شما قرار ملاقات می گذارد و معاشقه راه می اندازد، اما رابطه شما فراتر از یک دوستی ساده نمی رود. تنها چیزی که تحویل شما می دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ شما هم که به اندازه کافی غم و غصه برای خودتان دارید، پس بهتر است با چنین زنی ارتباط برقرار نکنید.

5- خانم های عصبانی
مثل خانم های فمینیست خانم ها عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت می کنند، و می توانند بدی ها و خطاهای تمام مردانی را که از ابتدای زندگی با آنها ملاقات کرده اند را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد و تمام مردها "احمق" و "عوضی" و "کثیف" هستند. خون آنها از دست مردها به جوش می آید و در هر لحظه می توانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. برقرای ارتباط با این نوع خانم ها مساوی است با ورود به تراژدی و داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید.

6- خانم های نامطمئن
در نگاه اول چنین خانم هایی خیلی خوب جلوه می کنند؛ با شما به مهربانی رفتار می کنند و خوش مشرب هستند. اماچیزی نمی گذرد که ترس های درونی اش پدیدار می شوند.  روزی 10 مرتبه به شما تلفن میزند تا بپرسد "رابطه در چه حالی است؟" یا اینکه "تنها می خواهد صدای شما را بشنود." او می خواهد مطمئن شود که به اندازه کافی جذاب است؛ دائما نگران آرایش صورت و موها و همینطور لباس هایش می باشد. او محتاج و نیازمند است و همواره با این ترس زندگی می کند که مبادا آقا او را به خاطر "خانم بهتری" ترک کند. این دسته از افراد خیلی زود خود را آویزان شما می کنند.

7- خانم های هرزه
اخلاق این خانم ها واقعا عجیب و غریب است. آنها افراد نا مطبوعی هستند که به دیگران با چشم حقارت نگاه می کنند و فقط به خودشان اهمیت می دهند و اصلا مهم نیست که قلب دیگران را بشکنند و آنها را آزرده خاطر سازند. بیشتر خانم های هرزه به فکر پول و مال و منال نیز هستند درست مثل خانم های پولکی. آنها معمولا خوش قیافه و خوش لباس هستند و به راحتی با اخمی که در چهره دارند قابل شناسایی می باشند.

8- خانم های منم منم
مثل خانم هرزه، خانم منم منم نیز فقط برای خودش ارزش قائل است. او می خواهد که همیشه مرکز توجه قرار گیرد و هر کاری که می خواهد انجام دهد و هر کجا که می خواهد برود. او خود خواه و خود محور است. شیفته خودش می باشد و به عنوان "دختر کوچولوی بابایی" بزرگ شده، و انتظار همان توجهات را از شما دارد. هر چند این امکان وجود دارد که شما از مصاحبت دخترهای لوس و مامانی لذت ببرید، اما باید تا آنجا که می توانید خود را از آنها دور نگاه دارید.

9- خانم های نا امید
شرایط هر طوری که می خواهد باشد این خانم فقط به ازدواج فکر می کند – آن هم همین حالا – برای او مهم نیست که شخص مورد نظر چه کسی است و شغل او چیست. تا زمانی که مردانگی داشته باشد، می تواند او را راضی نگه دارد. مراقب این یکی هم باشید!

10- خانم های دمدمی
او در ابتدا از خیلی چیزها چشم پوشی می کند که همین امر باعث جذب شدن مردها به سمتشان می باشد. او به شما چیزی را تحویل می دهد که دقیقا توقع شنیدش را دارید؛ اما زمانیکه رابطه عمیق تر شده (یا به ازدواج کشیده می شود) شما تازه با چهره حقیقی او آشنا می شوید. بانوی عزیز شما یک شبه، تبدیل به یک آدم حریص، طماع، پولکی، و حیوان صفت می شود که اگر به خواست هایش نرسد شما را عذاب خواهد کرد..

11- خانم آزار دهنده
معمولا این مدل خانم ها از یک کیلومتری قابل تشخیص هستند. آنها با شما معاشقه می کنند و جاذبه های جنسی شان را به نمایش می گذارند. گاهی اوقات به دنبال مردهای پر سن و سال تر هستند. آنها اغلب مردها را از نظر جنسی تحریک می کنند و بعد راه خود را می گیرند و می روند. آنها مردها را مانند زنبورهایی که به سمت عسل کشیده می شوند به سوی خود جلب می کنند. هر طوری که با شما رفتار کنند، هیچ گاه نباید به آنها اعتماد کنید زیرا اگر مرد بهتری را پیدا کنند به سادگی آب خوردن از شما دل کنده و به سمت او می روند.

12- خانم قدرت طلب
آنها انسان های پستی هستند که می خواهند قدرت کنترل تمام امور زندگی شما را به دست گیرند. آنها به شما می گویند چه لباسی بپوشید، کجا بروید، با چه کسی صحبت کنید، با چه کسانی می توانید دوست باشید، چه چیزی می توانید بخورید... و خلاصه همه چیز. و اگر بخواهید در مقابل عقاید آنها از خود مقاومت نشان دهید، اخم هایشان در هم فرو می رود، شما را از سکس محروم می کنند، گریه و زاری راه می اندازند و از هر سلاح و تاکتیک دیگری که بلد هستند کمک می گیرند، تا شما را از پای در آورند و چاره دیگری جز سر فرود آوردن در مقابل خواست هایشان را برایتان باقی نخواهند گذاشت.

|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386  |
 

کلی جفنگ درباره همه چیز

بقیه عکسها را در ادامه مطلب ببینید ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386  |
 

|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386  |
 
 
گوگوش : شاه ماهي موسيقي ايران
 

گوگوش : شاه ماهي موسيقي ايران بي شك كسي جز گوگوش نيست كسي كه به خاطر سكوت بيست و دو ساله اش مورد توجه همگان بويژه هنرمندان و نويسندگان بوده و علاوه بر نوشتن كتابهايي در مورد او و زندگيش و ساختن فيلم ، بسياري از ترانه هاي او نيز بازسازي شده و توسط خوانندگان زيادي مجددا اجرا شده است مثل ابي ، مارتيك ، هاتف ، نوش آفرين ، شهرزاد سپاهانلو و... حتي « گنايا كوبي » خواننده سوئدي نيز ترانه « صداي پا » را به فارسي اجرا كرده است و شهبال شب پره براي « گروه سيلوت » ترانه اي با نام « پلي به گذشته ها » در مورد گوگوش ساخته است . همهء اين توجهات مرهون شناختي است كه در طول سالهاي سكوت ، ديگران نسبت به گوگوش و كارهاي او پيدا كرده اند.

فائقه آتشين ملقب به گوگوش در 18 بهمن 1329 در خيابان سرچشمه تهران از پدر و مادر آذربايجاني كه از مهاجران آذربايجان شوروي سابق بودند متولد شد. نام فائقه را بر وزن نام مادرش فائزه براي اوانتخاب كردند. در سن دو
سالگي پدر و مادرش از هم جدا شدند.گوگوش يك برادر تني كوچكتر داشت كه در سن 24 سالگي براثر رماتيسم قلبي درگذشت و سه برادر ناتني ازپدرش و يك برادر و يك خواهر ناتني از مادرش كه بعد از جدايي با يك مردكليمي ازدواج كرده بود دارد. درهمسايگي آنها يك خانواده ارمني زندگي مي كردندكه او را ازكودكي با نام گوگوش صدا مي زدند و با اينكه گوگوش معمولا اسم مرد ارمني است اما اين اسم براي هميشه ماندگار شد و بعدها كه اوكار هنري را شروع كرد همين اسم را روي خودش گذاشت. پدر او صابرآتشين دركار نمايش بود و در آن سالها در سقاخانه ها برنامه اجرا مي كرد در سالهاي كودكي گوگوش همراه پدرش به محل كار او مي رفت وتا سه سالگي همكار پدرش در عمليات آكروباتيك روي صحنه بود و در سه سالگي با شيرين زباني و استعداد زياد نشان دادكه چگونه مي تواندكارآوازه خوانان و رقصندگان حرفه اي را تقليدكند وكم كم در برنامه هاي پدرش نقش اصلي را پيدا كرد و دو برابر پدرش دستمزد مي گرفت.گوگوش در سن 8 سالگي كارخوانندگي را در برنامه هاي صبح جمعه راديو ايران شروع كرد پس از آن در سنين نوجواني شروع به اجراي برنامه دركاباره هاي بزرگ تهران كرد. اولين كاري كه به طور مستقل اجرا كرد ترانه قصه وفا ساخته پرويزمقصدي بود. دراوخر دهه
50 همراه باگسترش استفاده از تلويزيون و برنامه هاي موسيقي و رقص ، اين دستگاه ارتباطي جديد فضاي جديدي براي هنرنمايي هاي گوگوش بوجود آورد و او از اين طريق توانست به مشهورترين خواننده آن دوران تبديل شود. دامنه شهرت گوگوش و محبوبيت او خيلي سريع از مرزهاي ايران فراتر رفت و دركشورهاي فارسي زبان ديگر مثل افغانستان و تاجيكستان محبوبيت زيادي پيدا كرد. براي خيلي از علاقمندان و مردم در اين كشورها گوگوش يكي از برجسته ترين سمبل هاي هنرايراني و هنرمندي بودكه راه را براي شناسايي ديگران بازكرد. در دوران پربار اما كوتاه فعاليت هاي حرفه اي گوگوش درعرصه موسيقي پاپ در ايران او با ترانه سرايان و آهنگسازان متعددي همكاري كرده است كه اكثرآنها شايد بهترين آثارخود را به زبان گوگوش و با كمك خلاقيت و توانايي هاي ويژه او توانستند به آهنگ هاي به يادماندني تبديل كنند. واروژان ، پرويزمقصدي ، جهانبخش پازوكي ، حسن شمائي زاده ، شهريارقنبري و ايرج جنتي عطائي هريك دوره اي كوتاه يا بلند اما بسيار موفق از همكاري با گوگوش را تجربه كرده اند. از يادگارهاي گوگوش براي دختران ايراني شلوار پسرانه و موي كوتاه پسرانه معروف به موي گوگوشي بود.گوگوش بعد از انقلاب ازصحنه هنر دور شد و با وجود همه فشارها و شايعات ازايران خارج نشد و حتي يكبار نيزكه براي ديدن فرزندش كامبيزقرباني از ايران خارج شده بود مجددا به ايران بازگشت تا اينكه در سال 1379 بعد از22 سال سكوت ، اولين كنسرت خود را در ترنتوي كانادا به روي صحنه برد و با آلبوم زرتشت شعري از نصرت فرزانه و آهنگي از خود گوگوش وگيتار بابك اميني به عالم هنر بازگشت.

از ترانه هاي ماندگار گوگوش مي توان به ترانه هاي مخلوق ، پل ، باور كن ، كوير ، پيش كش ، فاصله ، غريب آشنا ، خوابم يا بيدارم و.... اشاره نمود.
 
برای دیدن آلبوم عکس گوگوش به ادامه مطلب مراجعه فرمائید...
 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386  |
 

مرد ها مثل چی هستند؟

 

 

مردها مثل « مخلوط كن » هستند
. در هر خانه يكی از آنها هست ولی نميدانيد به چه درد ميخورد
: مردها مثل « آگهی بازرگانی » هستند
. حتی يك كلمه از چيزهائی را كه ميگويند نميتوان باور كرد
: مردها مثل « كامپيوتر » هستند
. كاربری شان سخت است و هرگز حافظه ای قوی ندارند
: مردها مثل « سيمان » هستند
. وقتی جائی پهنشان ميكنی بايد با كلنگ آنها را از جا بكنی
: مردها مثل « طالع بينی مجلات » هستند
. هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه می گويند
: مردها مثل « جای پارك » هستند
خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائی كه باقی مانده اند ياكوچك هستند ياجلوی درب منزل مردم
: مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند
. بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گيرند
: مردها مثل « باران بهاری » هستند
. هيچوقت نميدانيد كی می آيند ، چقدر ادامه دارد و كی قطع ميشود
: مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند
. ارزان هستند و غير قابل اطمينان
: مردها مثل « موز » هستند
. هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند
: مردها مثل « نوزاد » هستند
در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلی زودازتميز كردن و مراقبت از آنها خسته می شويد

|+| نوشته شده توسط دینا فاطمی در شنبه هشتم اردیبهشت 1386  |
 

خانم ها مثل چی هستند؟